|
نازنين يار صداي جيك جيك گنجشكها كه مي آيد، دلم تنگ مي شود به اندازه سوراخ جوراب مورچه هايي كه دور دفترچه خاطراتم حلقه زده اند، از بس بوي خاطرات شيرين دارد اين صفحات سفيد و سبز …
| ||
|
پیش از هر چیز سلام!
■ و اما بعد اول: پیش از آغاز سال جدید، از طرف آقای دژاکام به بازی وبلاگی سه تایی ها دعوت شدم. آن روز پیش از اطلاع از محتوای بازی و مطالعه سئوالات مطرح شده، تصمیم گرفتم در این بازی شرکت کنم و حتی چند تا از سئوالات جذابش را گلچین کردم. اما از آنجا که سوم و چهارم فروردین مراسم جشن حنابندان و ازدواج برادر بزرگم در شهر بهارنارنج (بابل) بود و ما باید برای حضور در این جشن زیبا و به یاد ماندنی، خودمان را به آنها می رساندیم، فرصت شرکت در این بازی از من گرفته شد. حالا من در دفتر کیهان هستم و بدون هر گونه تفکر قبلی، سئوالات را در جا پاسخ می دهم. البته پاسخ دو تا از سئوالات را به زمان دیگری موکول می کنم چون الان ساعت از یک و نیم ظهر گذشته و خیلی دیر است و باید به خانه برگردم.
1. بهترین کتابهایی که خوانده ام: (بجز قرآن و نهج البلاغه)تذکره الاولیاء عطار نیشابوری، کشف الاسرار رشید الدین میبدی و مشترکا بینوایان ویکتورهوگو و میرا که نویسنده اش را به خاطر ندارم. 2. سه شخصیت سیاسی: بغیر از امام و آقا، سید حسن نصرالله، دکتر احمدی نژاد (با تمام گلایه ها و نقدهایی که از ایشان دارم، اما خودم را یکی از حامیان منتقد او می دانم) آیت الله نوری همدانی که شاید بیشتر شخصیت دینی و مذهبی باشد تا سیاسی، اما بعد سیاسی ایشان در ایام اخیر بسیار موثر بود. 3. سه شعری که اکثرا با شماست: (الان حضور ذهن ندارم. این سئوال و نیز سئوال ششم را بعدا می نویسم. ) 4. سه مکان امن: حرم امام مهربان، بهشت شهدا قطعه شهدای گمنام، و پشت بام خانه پدری 5. سه دعا: دعای کمیل، ابوحمزه ثمالی و دعای عهد 6. سه جمله: (ایضاً) 7. بهترین اتفاقها: من از دو جنبه به پاسخ به این سئوال می پردازم. یک جنبه ملی میهنی و یک جنبه شخصی و خانوادگی. سه تا از بهترین اتفاقهای ملی میهنی به نظر من، تجمع پرشکوه و بی نظیر نه دی در حمایت از ولی فقیه، شرکت بی نظیر 85 درصدی مردم در انتخابات که نشان از اعتماد آنان به انقلاب اسلامی و سلامت انتخابات و امنیت رأیشان داشت و نیز اثبات اقتدار نیروهای امنیتی و اطلاعات کشورمان در دستگیری ریگی بود. و اما سه خبر و یا همان اتفاق مهم سال در جنبه دومی که گفتم، از آخر به اول: ورود برادرم به جرگه اهل تأهل، دوم: ( باید کمی فکر کنم)، سوم: مادر شدنم! 8. بدترین اتفاق ها: حوادث تلخ بعد از انتخابات و توهین به عاشورا و امام حسین (ع) و ولایت فقیه حقیقتاً آتشم زد. نمی دانم خوب بود یا بد، اما این اتفاقات باید یک روز رخ می داد تا دست دشمن رو شود و چهره منافقان و نفوذیها برملا شود، و اگر اینطور نمی شد بعضی ها الان در ذهن هواداران جوانشان قهرمان سیاسی و تاریخی ایران شده بودند! و دلیل این برملایی دست دشمن هیچ چیز نبود جز صبر و حکمت رهبر عزیزمان، که بعضی ها (از جمله خود من !) در آن روزهای اول از آن گله داشتند! و خدا را شکر که همه چیز تمام شد. جز این موضوع، حادثه تلخ دیگری از سال گذشته را به خاطر ندارم. و البته فکر می کنم حادثه تلخ خاصی هم جز این نبود. 9. سه آرزوی اصلی: اول: تا کی؟... الی متی؟... گل نرگس! ... احار فیک... آقا ظهور کن بخدا دیر می شود ... دوم: سلامتی و عاقبت بخیری مسافر کوچولومون سومیش خصوصیه 10. سه تایی که خودم می خواهم: می خواهم در این سه تایی های دلی، سه خواب قشنگی که دیده ام بنویسم اما دلم می گوید نه. برادرانی ندارم که مرا به چاه بیندازند اما دلم می خواهم این خوابها برای خودم باشند و بمانند و همانجا از خاطرم بروند ، که البته بعید می دانم. یکی از این خوابها که زیباترین، ماندگارترین و سرشارترین آنها از ترس و شرم و عشق و آرامش و سپاس است را فقط برای مسافر کوچکی که در راه دارم تعریف می کنم چون به خودش مربوط می شود. آن دوتای دیگر مستقیما به خودم مربوط می شود نه هیچ کس دیگری و ترجیح می دهم درباره آنها سکوت کنم.
■ و اما بعد دوم ؛ من کسی را به این بازی دعوت نمی کنم، چرا که دعوت از آنها به معنای دور تسلسل است و دوستان وبلاگ نویس از جمله دریاترین، هبوط و آب و آتش خودشان پیش از من دست به کار شرکت در این بازی شده اند. [ یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱٥ ب.ظ ] [ فاطمه معین زاده ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||